ROSHANGARAN ______________________

ROSHANGARAN ______________________

امیرالمؤ منین علی علیه السّلا م می فرمایند:اگر چشم بینا داشته باشید حقیقت را نشانتان داده اند،اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کرده اند ، اگر گوش شنوا دارید حق را به گو شتان خواندند...Roshangaran islamic movement
ROSHANGARAN ______________________

ROSHANGARAN ______________________

امیرالمؤ منین علی علیه السّلا م می فرمایند:اگر چشم بینا داشته باشید حقیقت را نشانتان داده اند،اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کرده اند ، اگر گوش شنوا دارید حق را به گو شتان خواندند...Roshangaran islamic movement

شبهه105

پرسش
درباره عزاداری، مرثیه خوانی، سینه زنی در منابع اهل سنت هم احادیث صحیح وجود دارد؟ اگر هست لطفاً ذکر فرمایید.
پاسخ اجمالی
روایتی وجود دارد که مرده، به سبب گریه خانواده‌اش بر او دچار عذاب می‌گردد. طبق این حدیث و روایات شبیه آن، اعتقادی در وهابیت شکل گرفته که عزاداری و گریه برای مردگان را عمل حرام و شرک می‌دانند.
در این زمینه باید گفت که چنین برداشتی از روایان صحیح نبوده و چنین اعتقادی نیز هیچ هم‌خوانی با طبع انسانی ندارد؛ چگونه می‌توان مادری که در عزای فرزندش نشسته را از گریه و عزاداری محروم داشت. علاوه بر این، روایات بسیار زیادی از منابع اهل سنت وجود دارد که از پیامبر(ص) عزاداری و گریه بر مردگان نقل شده است، برای نمونه؛ گریه پیامبر اکرم(ص) بر شهادت عمویش حمزه، در فوت فرزندش ابراهیم، بر شهادت جعفر، بر سر قبر مادرش آمنه و ...
بر اساس چنین روایاتی است که بسیاری از اهل سنت – مانند شیعیان – چنین عزاداری‌هایی را مجاز می‌دانند.
 
پاسخ تفصیلی
موضوع عزاداری و گریه بر مردگان، از موضوعاتی است که طبع انسانی اقتضای آن‌را دارد و طبیعی است که انسان در مصیبت‌ها، اندوهگین و گریان بشود.
در دین اسلام هم در منابع شیعی روایات فراوانی وجود دارد که موضوع را برای ما کاملاً حل می‌کند و اصل این عزاداری را نه تنها منع نمی‌کند، بلکه آن‌را در بسیاری از مواقع تشویق هم می‌کند.[1]
در طرف مقابل، موضع برخی اهل سنت کاملاً متفاوت است و نیاز به بررسی دقیق دارد.
در این‌جا به بررسی عزاداری بر مردگان در اهل سنت و با توجه به روایات آنها می‌پردازیم:
 
ادامه مطلب ...

شبهه104

پرسش
این‌که در مقاتل با تعابیر گوناگون آمده که بعد از ماجرای اسارت اهل بیت امام حسین(ع)؛ معجر و مقنعه‌های آنان را بردند و سر آنها را برهنه گذاشتند، درست است؟ آیا غیرت خداوند به این کار اجازه می‌دهد؟ آیا این مطالب درست است؟ آیا بیان آنها با شأن اهل بیت سازگار است؟
پاسخ اجمالی
بر پایه منابع روایی و مقاتل معتبر و قابل استناد؛ پس از شهادت امام حسین(ع)، سپاه عمر بن سعد به خیمه‌های اهل بیت‏ آن حضرت حمله کردند و به غارت اموال خیمه‌ها و زیور آلات زنان پرداختند. و لباس رویین زنان را کشیدند.
در متن عربی بیشتر این روایات، عباراتی مانند «جاذَبُوا النِّساءَ مَلاحِفَهُنَّ عَن ظُهورِهِنَّ»، «یَنزِعونَ المَلاحِفَ عَن ظُهورِنا»، «یَنتَزِعونَ مِلحَفَةَ المَرأَةِ عَن ظَهرِها» و «تُنازَعُ ثَوبَها عَلى ظَهرِها» آمده است و اینها – با توجه به معنای ملحفه - به معنای برهنه شدن و نمایان شدن موها و بدن زنان نیست، بلکه چون زنان آن موقع علاوه بر رواندازهایی شبیه چادر؛ لباس زیرین دیگری نیز داشتند که موی سر و بدن را می‌پوشاند، و سپاه دشمن تنها لباس رویین آنها را به غارت بردند. و این به معنای بی‌حجابی و بدون پوشش نیست.
بر فرض پذیرش آنچه در پرسش آمده؛ باز هم این موضوع با شأن اهل بیت و غیرت خداوند منافاتی ندارد؛ زیرا بی‌حجابی زمانی مذموم است که از روی اختیار باشد، نه اجبار.
 
پاسخ تفصیلی
بر پایه منابع روایی و مقاتل معتبر و قابل استناد؛ پس از شهادت امام حسین(ع)، سپاه عمر بن سعد به خیمه‌های اهل بیت‏ آن حضرت حمله کردند و به غارت اموال پرداختند. زنان و کودکان در صحرا پراکنده شدند، گریان و داغدار و صیحه‌زنان‏ و استغاثه‌‌کنان.
پس از آن خیمه‌ها را آتش زدند. لباس رویین زنان را کشیدند، زیور آلات زنان را به غارت بردند، انگشتر از انگشت‌ها بیرون آوردند و گوشواره از گوش‌ها و خلخال از پاها.
 
ادامه مطلب ...

شبهه103

پرسش
امیرمؤمنان(ع) در سخنی فرمود: «من احبنا اهل البیت فلیستعد للفقر جلبابا»؛ هر کس ما اهل بیت را دوست‏ بدارد پس باید فقر و محرومیت‏ها را چونان لباس رویین بپذیرد. اگر این‌گونه است پس؛ چرا این همه پولدار محب امام علی(ع) و اهل بیت، با ماشین‌های آنچنانی و خانه‌های آنچنانی و بریزو بپاشها.... همه هم که ادعای تشیع می‌کنند، و خیلی هم محب اهل بیت هستند، اتفاقاً از تولید ثروت هم خیلی طرفداری می‌کنند که بچه شیعه بایستی پولدار باشد و... می‌خواهم بدانم که این مسائل چگونه با هم جمع می‌شوند؟
پاسخ اجمالی
امام علی(ع) می‌فرماید: «هر کس ما اهل بیت را دوست بدارد، باید براى پوشیدن لباس فقر آماده شود!».
این روایت لزوماً به معنای آن نیست که تمام شیعیان در اثر محبت اهل بیت(ع) فقیر خواهند بود، بلکه اعلام می‌کند که شیعه باید آمادگی تحمل هر شرایطی؛ مانند فقر را داشته باشد.
ولایت اهل بیت و دلباختگی به این خاندان بدون آمادگی برای رنج و محنت‌ها و با گریختن از انواع محرومیت‌ها دشوار خواهد بود؛ زیرا که حقیقی بودن علاقه درونی شخص، هنگامی نمایان می‌شود که فرد مورد امتحان قرار گیرد و حوادثی تلخ و ناراحت کننده در زندگی انسان رخ نماید، آن‌گاه است که دوستان حقیقی از دوستان مجازی جدا می‌گردند، و گرنه در هنگام راحتی و آسایش هر کسی می‌تواند ادعای دوستی اهل بیت(ع) را داشته باشد.
لذا باید در راه ولایت و محبت اهل بیت سختی‌ها و رنج‌ها را تحمل کرد و دم بر نیاورد، و این یکی از بارزترین نشانه‌های مهم شیفتگان اهل بیت است.
 
پاسخ تفصیلی
در راستای آنچه در پرسش مطرح شده، باید گفت که امام علی(ع) در سخنی فرمود:
«مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلْیَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْبَابا»؛[1] هر کس ما اهل بیت را دوست بدارد، باید براى پوشیدن لباس فقر آماده شود!
مشابه این سخن نیز از حضرتشان نقل است:
 
ادامه مطلب ...

شبهه102

خلاصه پرسش
آیا دلایل و مستندات کافی برای اثبات تولد امام علی‌(ع) در کعبه وجود دارد؟ آیا تولد در کنار بت‌ها افتخاری به شمار می‌آید؟
پرسش
راوی حدیث تولد حضرت علی بن ابی‌طالب(ع) در کعبه؛ شخصی است به نام یزید بن قعنب که تمام علمای علم رجال او را فردی کذاب دانسته که معتقدند او مشرک بود و مشرک هم از دنیا رفته باشد. لذا نمی‌توان این حدیث را پذیرفت، پس چرا شیعیان بر این باورند که حضرت علی(ع) در کعبه متولد شده است؟ علاوه بر اشکال سندی؛ دارای اشکالات محتوایی نیز هست؛ مانند: 1. حضرت علی(ع) ده سال قبل از بعثت به دنیا آمد. در آن زمان مسجد الحرام بتکده مهم اعراب بود و کعبه محل نگهداری بت‌ها. تمامی کسانی که به دور کعبه طواف می‌کردند بت‌پرست بودند؛ حال سؤال این است آیا فاطمه بنت اسد جزو بت‌پرستان بوده که برای عبادت به آن‌جا رفته بود؟ و در این صورت؛ تولد در کنار بت‌ها امتیاز محسوب می‌شود؟! 2. در بین اعراب این رسم وجود داشته که زنان در دوران حاملگی در خانه می‌ماندند و در جمع مردم حاضر نمی‌شدند؛ حال چگونه ممکن است فاطمه بنت اسد در آخرین لحظات بارداری به درون بتکده رفته باشد؟ 3. چرا در قرآن از این معجزه سخنی به میان نیامده است؟ و چرا خود حضرت علی(ع) حتی یک‌بار نگفته است من مولود کعبه‌ام؟ و اشکالات دیگر.
پاسخ اجمالی
با این‌که بت‌های بسیاری در داخل کعبه و اطراف آن قرار داده شده بود؛ اما نکته مهم این است که اعتبار کعبه از بت‌ها نبود، بلکه کعبه خود اعتبار بسیار و موقعیتی شگرف داشت. در همین راستا تولد در کعبه، فضیلتی است گران‌بها برای امام علی(ع) و مادرشان فاطمه بنت اسد که دلایل گوناگونی آن‌را اثبات می‌کنند، مانند: روایاتی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، نقلی تاریخی از یزید بن قعنب، اشعاری کهن که از امام علی(ع) به عنوان متولد در کعبه یاد کرده‌اند. و نقل متواتر این واقعه به‌ گونه‌ای که اندیشمندان بزرگ شیعی، تردیدی در این موضوع نکرده و افرادی؛ مانند حاکم نیشابوری (م 405ق) از بزرگ‌ترین راویان اهل سنت نیز به این تواتر تصریح کرده‌اند.
 
پاسخ تفصیلی
قبل از ورود به بحث، لازم است به نکاتی توجه شود:
1. امام علی(ع) دارای فضایل بسیاری است که در منابع شیعه و اهل سنت بیان شده، و حتی کتاب‌ها در این زمینه نوشته شده است. حال اثبات تولد امام علی(ع) در درون کعبه، بر این فضایل می‌افزاید، اما عدم اثبات آن، منافی فضایل دیگر نبوده و از شخصیت و مقام ایشان، کاسته نخواهد ‌شد.
2. تولد در کعبه، فضیلتی است گران‌بها برای ایشان و مادرش؛ فاطمه بنت اسد.
3. این‌که بت‌های بسیاری در داخل و اطراف کعبه قرار داده شده بود؛ ردی بر این فضیلت نیست؛ زیرا اعتبار کعبه از بت‌ها نبود؛ کعبه خود اعتبار بسیار و موقعیتی شگرف داشت و اعتبار بت‌ها از کعبه پایین‌تر بود.[1]
4. برخی از غیر شیعیان چنین اظهار می‌کنند که تولد در کعبه امکان نداشت و نمونه تاریخی ندارد. در پاسخ چنین افرادی باید گفت؛ منابع اهل سنت تولد حکیم بن حزام را نیز در کعبه می‌دانند: «حکیم بن حزام در داخل کعبه متولد شد و یک‌صد و بیست سال عمر کرد».[2]
این مطلب مورد اتفاق اهل سنت است و آنان بنابر این روایت، باید اصل وقوع چنین امری را بپذیرند.
البته بنابر اعتقاد شیعیان، این نقل صحیح نبوده و حکیم در کعبه متولد نشده است.[3]
 
ادامه مطلب ...

شبهه101

پرسش
زمانی که مردم برای بردن حضرت علی (ع) به مسجد و گرفتن بیعت، منزل ایشان را به آتش کشیده و آن همه فجایح تاریخی و بشری به وجود آورده بودند! چرا آن حضرت با دیدن این صحنه ها، از خود هیچ عکس العملی نشان ندادند؟
پاسخ اجمالی

با توجه به این که  ائمه (ع) از هر گونه گناه و خطا و فراموشی معصوم اند، باید به صحت رفتار و سیره امامان (ع) اعتقاد داشته و به مقدار توان به دنبال کشف اسرار و دلایل آن باشیم، تا به عنوان الگو در زندگی خود به کار بندیم.

از طرف دیگر با تحلیل رفتار و سیره امامان (ع) می توان به خردمندی و دوراندیشی آنان در تمام موضع‏گیری ها پی برد؛ زیرا رفتار و موضع‏گیری امامان، با ملاحظه تأثیرگذاری در طول تاریخ و پیروزی نهایی حق بر باطل می‏باشد. با این نگاه صبر و سکوت امام علی (ع)، فریادی رسا بر مظلومیت آن حضرت در طول تاریخ است. سکوت حضرت، زمینه سوء استفاده دشمنان را خشکاند تا نهال نو پای اسلام بتواند به رشد و تعالی خود ادامه دهد.

او خود بیان می­دارد که انگیزه سکوتش حفظ دین، حفظ وحدت اسلامی و رعایت مصالح جهان اسلام، بوده است.

پاسخ تفصیلی

درباره رفتار و سیره معصومان (ع) از دو زاویه "پیش نگاه" و "پس نگاه" می‏توان به قضاوت نشست.

با نگرش پیش نگاه»امامان (ع) معصوم هستند و "قول، فعل و تقریر" آنان از هر گونه خطا و اشتباه مصون است، به ویژه در مواردی که به امامت و هدایت جامعه مربوط است. در این گونه موارد تمامی علما نسبت به عصمت امامان (ع) اتفاق نظر دارند. با پایبندی به این اصل اساسی باید به صحت رفتار و سیره امامان (ع) اعتقاد داشت و به مقدار توانایی به دنبال کشف اسرار و دلایل آن باشیم تا به عنوان الگو در زندگی خود به کار بندیم.

با نگرش پس نگاه نیز می‏توان، به خردمندی و دوراندیشی امامان (ع) در موضع‏گیری های آنان پی برد؛ زیرا رفتار و موضع‏گیری امامان، با ملاحظه تأثیرگذاری در طول تاریخ و پیروزی نهایی حق بر باطل است. اگر چه در زمان خودشان این پیروزی اتفاق نیفتد و رنج و سختی فراوانی را در زندگی خود تحمل کنند. با این نگاه صبر و سکوت امام علی (ع)، فریادی رسا بر مظلومیت آن حضرت در طول تاریخ است. سکوت حضرت، زمینه سوء استفاده دشمنان را خشکاند چنان که ابوسفیان حاضر شده بود با امام علی (ع) بیعت کند و علیه خلفا اقدام کند! امّا امام علی (ع) با آگاهی و دوراندیشی دست رد بر سینه آن بدخواه مسلمانان زد.

در روزی دیگر امام علی (ع) در پاسخ به حضرت فاطمه (س)که از ایشان پرسیدند؛ چرا با آن همه قدرت و توان هیچ اقدامی برای تنبیه این افراد پست و زبون انجام نمی دهی؟ فرمودند: اگر می‏خواهی نام پدرت رسول الله (ص) همچنان باقی بماند باید صبر کنیم.[1] در روایت دیگر امام علی (ع) فرمودند: به خدا قسم اگر خطر نابودی دین، بازگشت کفر و پراکندگی مسلمانان در میان نبود، این گونه صبر نمی‏کردم.[2]

این دو نمونه تاریخی و نمونه‏های فراوان دیگر حکایت از آن دارد که حساسیت زمانه اقتضا می‏کرد اهل بیت (ع) و مخصوصا امام علی (ع) حتی برای حفظ ظاهر اسلام، آن چنان که گفته شد، صبر کنند و همچون "خار در چشم و استخوان در گلو" روزگار را بگذرانند.

اما نکته مهم آن است که در کنار این صبر، باید حق و حقیقت در طول تاریخ آشکار بماند و سیاهی ظلم و خیانت برای همگان در طول تاریخ معلوم شود. هنر امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) آن بود که به گونه‏ای رنج و زجر را تحمل کردند که رو سیاهی آن برای ظالمان در طول تاریخ قابل پاک شدن نباشد و وجدان هر انسان منصفی در طول تاریخ به حقانیت اهل بیت گواهی دهد.

پس به عنوان یک اصل کلی می‏توان گفت: هرگاه اظهار حق با مظلومیت همراه باشد ماندگاری آن بیشتر خواهد بود و هر چه مظلومیت بیشتر باشد، تأثیر آن حق در طول تاریخ پر رنگ‏تر خواهد بود. نقطه اوج تقارن "حقانیت و مظلومیت" را در زندگانی اهل بیت به ویژه حضرت علی (ع) حضرت فاطمه (س) و امام حسین (ع) می‏توان مشاهده کرد. از این رو اگر چه کشاندن امام علی (ع) برای بیعت و محنت‏های حضرت فاطمه (س) در این زمینه از جهت تاریخی و روابط زمینی یک "تحمیل" و ظلم آشکار بود، اما از جهت ملکوتی و آسمانی یک "انتخاب" بود. به همین جهت برخی اهل معرفت گفته‏اند: علی (ع) را نبردند، بلکه خودش رفت، اما به گونه‏ای که در طول تاریخ ظلم غاصبان قابل انکار نباشد.



[1] ر.ک: بحار، ج 29، ص 625.

[2] همان، ج 32، ص 61.


شبهه100


هجوم‌آورندگان به خانه حضرت فاطمه(س) چند نفر بودند و چه افراد سرشناسی در میان آنان حضور داشتند؟
پرسش
تعداد هجوم آورندگان به خانه حضرت زهرا(س) چند نفر بودند؟
پاسخ اجمالی
بنابر تحقیق و جست‌وجو در منابع حدیثی و تاریخی؛ به صورت پراکنده در نقل‌های مختلفی که درباره این بی‌حرمتی نقل شده است، نام تعدادی از افراد که به خانه حضرت فاطمه(س) هجوم آورده، یا دستور هجوم دادند وجود دارد. البته مشخص نیست که تعداد دقیق آنان چند نفر بود. اما در همان منابع اعلام شده است که افراد ذیل - یا به عنوان دستور دهنده و یا به عنوان مجری دستور - در این حادثه تأثیرگذار بودند.
1. خلیفه اول؛ وی موقع مرگ خود از این تهاجم اظهار تأسف ‌کرد: «ای کاش! من کشف خانه فاطمه نمی‌کردم (یعنی: گروهی را بر در آن خانه نمی‌فرستادم و هتک حرمت نمی‌کردم) اگر چه آنان با من می‌جنگیدید».[1] این جمله با اندکی تفاوت در منابع کهن روایی اهل سنت نیز نقل شده است.[2]
2. خلیفه دوم.[3]
3. أَسَید بن حضیر.[4]
4. سلمة بن اسلّم.[5] یا سلامه.[6]
5. ثابت بن قیس خزرجی.[7]
6. خالد بن ولید.[8]
7. محمد بن مسلمة.[9]
8. بشیر بن سعد.[10]
9. مغیرة بن شعبه.[11]
10. ابوعبیدة بن جرّاح.[12]
11. سالم مولی ابی حذیفه.[13]
12. معاذ بن جبل.[14]
13. قنفذ بن عمیر.[15]
14. عبدالرحمن بن عوف.[16]
15. زیاد بن لبید انصاری.[17]
 

[1]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، ج ‏6، ص 51، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ اول، 1404ق؛ ر. ک: طبری(م310ق)، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج 3، ص 430، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق؛ ذهبی، أبو عبد الله محمد بن أحمد،تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج 3، ص 12، المکتبة التوفیقیة، بی‌تا.
[2]. مانند: «فَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَکُنْ کَشَفْتُ بَیْتَ فَاطِمَةَ وَ تَرَکْتُهُ، وَ أَنْ أُغْلِقَ عَلَى الْحَرْبِ»؛ ابن زنجویه(م251ق)، أبو أحمد حمید بن مخلد، الأموال، ص 304، سعودی، مرکز الملک فیصل للبحوث و الدراسات الإسلامیة، چاپ اول، 1406ق؛ طبرانی(م360ق)، سلیمان بن أحمد، المعجم الکبیر، ج 1، ص 62، قاهره، مکتبة ابن تیمیة، چاپ دوم، 1415ق؛ هیثمی(م807ق)، علی بن أبی بکر بن سلیمان، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 5، ص 203، قاهره،  مکتبة القدسی، 1414ق.
[3]. متقی هندی، علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، ج 5، ص 651، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ پنجم، 1401ق.
[4]. ابن قتیبه دینوری، عبد الله بن مسلم‏، الامامة و السیاسة، ج ‏1، ص 28، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، 1410ق؛ صالحى شامى‏، محمد بن یوسف‏، سبل‏ الهدى، ج ‏12، ص 317، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1414ق.
[5]. الإمامة و السیاسة، ج ‏1، ص 28.
[6]. سبل ‏الهدى، ج ‏12، ص 317؛ شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 47.
[7]. همان.
[8]. شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 48.
[9]. همان، ص 48.
[10]. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ‏1، ص 83، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، 1403ق.
[11]. همان.
[12]. همان.
[13]. هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ‏2، ص 587، قم، نشر الهادی، چاپ اول، 1405ق.
[14]. همان.
[15]. الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏1، ص 83؛ شرح نهج البلاغة، ج ‏2، ص 60.
[16]. شرح نهج البلاغة، ج ‏6، ص 48؛ ذهبی، شمس الدین، سیر اعلام النبلاء، سیر الخلفاء الراشدین، ص 26، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ سوم، 1405ق.
[17]. شرح نهج البلاغة، ج ‏6، ص 48.
---------------------------------------------------------
پرسش2
آیا در منابع اهل تسنن، مطالبی دال بر شهادن حضرت زهرا(س)وجود دارد؟
پاسخ اجمالی

این حقیقت تاریخى، به طور زنده در کتابهاى تاریخى و حدیثى محفوظ مانده است. بزرگان اهل سنت مانند ابن ابی شیبه، بلاذری، ابن قتیبه و .. بر این مطلب اذعان دارند. برای آگاهی از مدارک هتک حرمت منزل حضرت زهرا(س)، و مدارک موجود درباره شهادت حضرت زهرا(س)، به پاسخ تفصیلی مراجعه کنید.

پاسخ تفصیلی

هتک حرمت خانه فاطمه زهرا(س) و شهادت آن حضرت:

در این مورد، نصوصى را از کتب اهل سنت نقل مى نماییم، تا روشن شود که مسأله هتک حرمت خانه زهرا(علیها السلام) و رویدادهاى بعدى، یک امر تاریخى مسلّم است نه یک افسانه!! و با اینکه در عصر خلفا سانسور فوق العاده اى نسبت به نگارش فضایل و مناقب در کار بود؛ ولى به حکم اینکه ،"حقیقت شىء نگهبان آن است"، این حقیقت تاریخى به طور زنده در کتابهاى تاریخى و حدیثى محفوظ مانده است و ما در نقل مدارک، ترتیب زمانى را از قرنهاى نخستین در نظر مى گیریم، تا برسد به نویسندگان عصر حاضر.

1. ابن ابى شیبه و کتاب «المصنَّف»

 

ابوبکر ابن ابى شیبه (159-235) مؤلف کتاب المصنَّف به سندى صحیح چنین نقل مى کند:


 

ادامه مطلب ...