ROSHANGARAN ______________________

ROSHANGARAN ______________________

امیرالمؤ منین علی علیه السّلا م می فرمایند:اگر چشم بینا داشته باشید حقیقت را نشانتان داده اند،اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کرده اند ، اگر گوش شنوا دارید حق را به گو شتان خواندند...Roshangaran islamic movement
ROSHANGARAN ______________________

ROSHANGARAN ______________________

امیرالمؤ منین علی علیه السّلا م می فرمایند:اگر چشم بینا داشته باشید حقیقت را نشانتان داده اند،اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کرده اند ، اگر گوش شنوا دارید حق را به گو شتان خواندند...Roshangaran islamic movement

نیایش1،pray


  Pray

------------------------------------------------------

نگاه زیبای استادرائفی پوربه نماز




نماهنگ آرامش دلها
نماز جماعت به امامت رهبر معظم انقلاب



ماانسانیم وانتظارمی رودیک انسان به هرروشی که می تواندمشی انسانیت رادررفتارش بروزدهدومنفعل یابی اعتنانباشداگرکاری ازدسمان برنمی آیددست کم دعا که می توانیم بکنیم ابرازهمدردی وهمزادپنداری ازمابرمی آیدخداراچه دیدیدشایدکسی دعاکردودعایش اجابت شداجابت نشدن دعابه هردلیلی که باشدتوجیهی برای ترک آن نیست چه بساایرادازخودماباشدمن دعامی کنم همه بیماران شفاپیداکنندحتی اگردعایم اجابت نشوددست کم نشان می دهم که شکرگزارسلامتی ام هستم ودرعین حال نسبت به بیماری بیماران ورنجی که می کشندبی اعتنانیستم این مشی انسانیت است این هدف خلقت است ورضای خالق دراین است نه اینکه هدف خلقت دعاکردن است ،نه، هدف رشدوتعالی انسان وبروزانسانیت است به انحاء مختلف...


زمین زیرپای ماازآن خداست وآسمان بالای سرمان وخودمان یعنی جسم وروحمان وهرآنچه درهستی است ازآنچه می بینیم ونمی بینیم و... یعنی آنکه مادرمقابل او بدهکاریم نه طلبکار

شایسته است وقتی باخداوندسخن می گوییم وازاوتقاضایی داریم رفتارمان شبیه طلبکاران ومدعیان نباشد .مباداکریم بودن پروردگار بهانه ای شود تاآداب سخن گفتن بااورانادیده بگیریم.ازخودمان پرسیده ایم برای خداچه کرده ایم که ازاوهمه چیز می خواهیم .مابنده خداییم واوخدای ما، بندگی نمی کنیم وازاو می خواهیم فقط خدایی کند.درنظرماگویا خدایی اوزمانی است که خواسته های مارااجابت کندواگربه ظاهر اجابت نکرد بندگی اش نمی کنیم (البته همه اینگونه نیستند).این چه رفتارناروایی است که ازنعمت های خداونداستفاده می کنیم ،اماازاوروی می گردانیم .










 

ادامه مطلب ...

یادمرگ death

Death

-------------------------------------------

یاأَیُّهاالاِنسانُ ماغَرّکَ بِرَبّکَ الکریمِ

ای انسان چه باعث شدکه به خدای کریم بزرگوارخودمغرورگشتی

قران کریم سوره انفطار آیه 6

O man! What has seduced thee from thy  Lord Most Beneficent

Quran 82:6 

---------------------------------

زندگی پس از مرگ و تا شروع قِیامت از نظر قرآن چگونه است؟

پاسخ

1. اجمالاً از قرآن کریم استفاده می شود که انسان در مرتبه بعد از مرگ تا قیامت از نوعی حیات برخوردار است. گروهی از نعمت های الهی برخودار هستند و دسته ای گرفتار عذاب های برزخی؛ تفصیل این اجمال را در روایات رسیده از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اهل البیت علیهم السلام به دست می آوریم [1] . امروزه انجمن تحقیقات روحی در اروپا و آمریکا به بقاء محفوظات بعد از مرگ اذعان دارند اگر چه در جاودانگی او تردید دارند. به هر تقدیر حالات همه افراد در عالم برزخ یکسان نیست گروهی متنعم؟، گروهی معذب، دسته ای در حالت خواب و در این حالت مانند خواب های پریشان یا شیرین از عالم برزخ بهره مند می شوند؛ کسانی که در کفر محض هستند در عذاب های برزخی گرفتارند، مؤمنین خالص هم در نعمت های آن بهره مند هستند و دسته های دیگر از بشر به تناسب اعمال و عقاید هم از نعمت ها و هم از نقمت ها بی نصیب نیستند.

2. از جمله آیات قرآن کریم می توان به آیاتی اشاره کرد که در راه خدا به شهادت رسیده اند مانند:

«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ» [2]

«و به آنها که در راه خدا کشته می‏شوند، مرده نگویید! بلکه آنان زنده‏اند،ولی شما نمی‏فهمید.»

و :

«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» [3]

«(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‏شوند.»

و همچنین بیان شهید، سور ه یاسین که بعد از مرگ فرمود:

«قیلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ یا لَیْتَ قَوْمی یَعْلَمُونَ» [4]

«(سرانجام او را شهید کردند و) به او گفته شد: »وارد بهشت شو!« گفت: »ای کاش قوم من می‏دانستند ... »

«بِما غَفَرَ لی رَبّی وَ جَعَلَنی مِنَ الْمُکْرَمینَ» [5]

«که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی‏داشتگان قرار داده است»

و آیات فراوان دیگر مثل:

«حَتّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبّ‏ِ ارْجِعُونِ» [6]

«(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می‏دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می‏گوید: »پروردگار من! مرا بازگردانید ! »

«لَعَلّی أَعْمَلُ صالِحًا فیما تَرَکْتُ کَلاّ إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ» [7]

«شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم!« (ولی به او می‏گویند:) چنین نیست! این سخنی است که او به زبان می‏گوید (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند ! ».



[1] بحارالانوار، ج 6، ص 202 به بعد، احوال برزخ و....

[2] سور ه بقره، آی ه 154 .

[3]  سور ه آل عمران، آی ه 169 .

[4] سور ه یاسین، آیه 26 .

[5] سور ه یاسین، آیه 27 .

[6] سور ه مؤمنون،آیه99 .

[7] سور ه مؤمنون، آیه 100

www,hawzah.net

------------------------------------------------------------------

پرسش:
دنیای پس از مرگ انسان چگونه است؟ آیا به برزخ رفته و در کالبد دیگری به دنیا می آید و یا با جسم و روح و یا فقط روح به دنیایی دیگر میرود و و یا نابود می شود و اگر چنین باشد آیا اثرات جسمی آن مثل صوت و احتمال تصویر یعنی انعکاس نور آن در دنیا می ماند؟

پاسخ:
"برزخ" یعنی عالمی مابین دنیا و آخرت که انسان پس از مرگ وارد آن عالم می‏شود.
عالم برزخ متوسط بین دنیا و آخرت و اولین مرحلة عالم ملکوت است و برخی از خصوصیات این جهان را از قبیل محدودیت زمانی داراست ولی در عین حال مربوط به عالم عقبی‌َ است‌.
آیات و روایات متعددی گواه بر آن است که انسان مؤمن در عالم برزخ متنعم به نعمت‌های الهی است‌ که در ادامه اشاره خواهیم کرد.
همچنین روایات زیادی صراحت دارد که اعمال انسان در قبر با او همراه است و پشتیبان یا عذاب‌دهندة او هستند تا در قیامت بر خداوند عرضه شوند. البته بعضی از مؤمنین نیز در برزخ معذبند و این عذاب کفاره گناهانشان خواهد بود تا در قیامت وارد بهشت گردند. نکتة دیگر اینکه‌، آنچه در قبر و عالم برزخ مورد سؤال است اعتقادات انسان می‌باشد ولی بررسی تفصیلی اعمالی مربوط به قیامت است‌.

ویژگی‏های عالم برزخ این است که قبر یا بمنزله باغی از باغهای بهشت، یا حفره‏ای از حفره‏های جهنم خواهد بود، لذا امام سجاد(ع) فرمود:
"ان القبر روضة من ریاض الجنة او حفرة من حفر النیران". (پیام قرآن، ج 5، ص 447، به نقل از تفسیر برهان، ج 3، ص 120.) یکی دیگر از خصایص عالم برزخ، سؤال در قبر است، امام صادق(ع) فرمود:
من انکر ثلاثة اشیاء فلیس من شیعتنا: المعراج و المسألة فی القبر و الشفاعة؛ کسی که سه چیز را انکار کند از شیعیان ما نیست، معراج، سؤال در قبر و شفاعت.(همان، ص 460.)
یکی دیگر از ویژگی‏های قبر، فشار قبر است، البته مراد از قبر در اکثر اخبار، چیزی است که روح در آن در عالم برزخ قرار دارد.(بحارالانوار، ج 6، ص 271)

هنگام مرگ روح نمی میرد, بلکه ارتباط خود را با بدن قطع می کند و بعد از مرگ بدن متلاشی می شود, امّا روح با قالب مثالی در عالم برزخ به زندگی خود ادامه می دهد.
در آیه 99ـ 100سوره مؤمنون از زندگی پس از مرگ تا قیامت کبری که فاصلهء بین زندگی دنیا و قیامت است , با کلمهء برزخ تعبیر کرده است . بر اساس دلالت آیات و روایات رسیده از رسول اکرم و ائمهء اطهار علیهم السلام علمای اسلام در مورد وجودعالم برزخ و عذاب و نعمت اتّفاق نظر دارند. بدین معنی که انسان بلافاصله پس از مرگ وارد مرحله ای دیگر ازحیات و زندگی می گردد که همه چیز را حس می کند; از چیزهایی لذّت می برد و از چیزهایی دیگر رنج و البته لذّت ورنج انسان بستگی به افکار و اخلاق و اعمالش در دنیا دارد. این زندگی برزخی ادامه دارد تا آن گاه که قیامت کبری بر پا شود.(مجموعه آثار شهید مطهری , ج 2 ص 513ـ 514 )

قرآن کریم دربارهء مؤمن (آل یاسین ) که در راه یاری فرستادگان حضرت عیسی در شهر انطاکیه به شهادت رسید می فرماید: .(یس (36 آیه 26ـ 27)
رسول خدا در جنگ بدر پس از پیروزی مسلمانان و کشته شدن گروهی از سران قریش و انداختن بدن های آن ها در یک چاه , سر به درون چاه برد و به آن ها گفت : ما آن چه را خداوند به ما وعده داد, محقق یافتیم . آیا شما نیزوعده های خدا را راست یافتید؟
بعضی از اصحاب گفتند: یا رسول اللّه ! شما با کشته شدگان و مردگان سخن می گویید! مگر این ها سخن شما رادرک می کنند؟ فرمود: آن ها اکنون از شما شنواترند.(مجموعه آثار شهید مطهری , ج 2 ص 517)

در مورد چگونگی زندگی در عالم برزخ که آیا تنها روح است یا با بدن است , روشن ترین تصویر این است که :
روح انسان بعد از مرگ و پایان زندگی دنیا, در جسم لطیفی قرار می گیرد که بسیاری از عوارض جسم و بدن مادی بر کنار است , ولی از آن نظر که شبیه جسم مادی است , به آن یا می گویند که نه کاملاًمجرّد است و نه مادّی محض , بلکه دارای یک نوع تجرّد برزخی است . به گفتهء بعضی از دانشمندان می توان آن راتشبیه به خواب کرد, در خواب های راستین روح انسان با استفاده از قالب , به نقاط مختلف پرواز می کند و مناظر رامی بیند و از نعمت ها بهره می گیرد و لذّت می برد و گاه مناظر هولناکی را مشاهده می کند و سخت متألّم می گردد وفریاد می کشد و از خواب بیدار می شود.(تفسیر نمونه , ج 14 ص 311 پیام قرآن , آیت اللّه مکارم شیرازی , ج 5 ص 463)

پرسش: مدت اقامت انسان دربرزخ تا چه زمانی است؟زود تمام میشه یا تا ابد اونجاییم؟

پاسخ:
همانطور که قبلا گفتیم برزخ، جهانی نو و زندگی تازه و جدیدی است که از هنگام مرگ هر انسانی شروع می‏شود و تا بر پایی روز قیامت ادامه دارد و با برپایی قیامت، زندگی انسان در برزخ پایان می‏پذیرد یعنی برزخ دیگر ابدی نیست و برزخ دالان ورودی به قیامت کبری و نخستین منزل از منازل آخرت می‏باشد.
در آیه‏ی 99 - 100 سوره‏ی مؤمنون چنین آمد، وقتی هنگام مرگ یکی از تبه‏کاران فرا رسید، درخواست برگشت می‏کند و خداوند با ردّ درخواست آنان، می‏فرماید: من وارئهم برزخ الی یوم یبعثون یعنی پشت سر آن‏ها برزخی است تا روزی (روز قیامت) که برانگیخته شوند. در روایات هنگامی که از معصوم(ع) پرسیده می‏شود، برزخ چیست؟ می‏فرماید: القَبرُ منذ حینَ موته الی یومِ القیامةِ عالم برزخ همان عالم قبر است که از هنگام مرگ آغاز می‏شود و تا زمان برپایی قیامت ادامه دارد(نورالثقلین، ج 3، ص 554).
بنابر این، هم اکنون ـ که قیامت برپا نشده ـ عالم برزخ وجود دارد و امری صرفاً ذهنی نیست و همه‏ آنان که مرده‏اند هم‏اکنون در آن جهان به سر می‏برند و آن دارای حیات و زندگی‏ای هستند که در ادامه‏ی زندگی دنیا است، از یک سو و شروع زندگی و حیاتی است که مرگی برای آن تصور ندارد و امتداد آن، تا ابدیت می‏باشد.
حالا کی قیامت می شود ما نمی دانیم .وخود این ندانستن و معلوم نبودن هم حکمت هایی دارد.

پرسش:
ایا روایتی یا نقلی است که بگوید ان زمان که عالم برزخ تمام میشود و قرار است که همه برانکیخته شوند باید در عالم برزخ بمیرند تا در قیامت زنده شوند یا نه یا اینکه مستقیما بدون مردن در عالم برزخ وارد قیامت میشوند؟

پاسخ:
در مورد مرگ در برزخ تعبیری وجود دارد که آن را مرگی در عالم برزخ معنا می¬ کنند.
درباره مرگ برزخی (به معنایی که گفته شد) مفسران در ذیل آیاتی این بحث را آورده¬اند:
« لا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَةَ الْأُولى‏ وَ وَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِیمِ »
«هرگز مرگى جز همان مرگ اوّل (که در دنیا چشیده‏اند) نخواهند چشید، و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ مى‏کند.»

« إِنْ هِیَ إِلاَّ مَوْتَتُنَا الْأُولى‏ وَ ما نَحْنُ بِمُنْشَرِینَ »[دخان/35]
«مرگ ما جز همان مرگ اول نیست و هرگز برانگیخته نخواهیم شد.»

در این دو آیه چون سخن از مرگ نخستین آمده است و مفسران آن را به معنای مرگ دنیوی معنا کرده¬ اند به پیروی آن بحث از مرگ دومی که همان مرگ برزخی است را نیز مطرح می-کنند.[تفاسیر طباطبائی، علامه محمد حسین و مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه‏،ذیل آیات 35 و56 سوره دخان]
« قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ »[ غافر/11]
«آنها مى‏گویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندى و دو بار زنده کردى‏.»

این آیه مهمترین آیه در این بحث است و معتقدین به مرگ برزخی مانند علامه طباطبائی ذیل این آیه مرگ برزخی را اثبات کرده ¬اند.[طباطبائی، همان، ذیل آیه 11 سوره غافر]

از بررسی آیات مرگ برزخی و دنیوی روشن می¬شود که در قرآن کریم مرگ برزخی مانند و شبیه به مرگ دنیوی نیست؛ چون خداوند در آیه¬ای اهل بهشت را اینگونه نوید می¬دهد که به جز مرگ در دنیا که تحمل کرده¬اید مرگ دیگری ندارید. در صورتی که می¬دانیم اهل بهشت نیز باید از عالم برزخ وارد عالم قیامت شوند و قبل از عالم قیامت همه حتی کسانی که در عالم برزخ هستند می¬میرند پس چرا خداوند می¬فرماید جز مرگ دنیوی مرگ دیگری را نچشیده¬اند؟

پاسخ این سؤال اینگونه است که مرگ برزخی را نیز چشیده ¬اند؛ اما چون این مرگ با مرگ در دنیا تفاوت¬های بسیاری دارد، خداوند آن را متذکر نشده¬ است. در مرگ برزخی دیگر جسمی وجود ندارد و دیگر گرفتن روح از جسم مطرح نیست. بنابراین اینکه برخی مرگ برزخی را به معنای مرگ بعد از زنده شدن جسم در قبر و پاسخ دادن به نکیر و منکر می-دانند اشتباه است.

پرسش:
چرا مرگ و معاد نرسناکه؟

پاسخ:
ترس از مرگ در فرهنگ قرآنی و روایی از جهت تفاوت انسان‏ها، علت‏ های گوناگون دارد. در یک منظر کلی می‏توان انسان‏ها را از این جهت به تعبیر حضرت امام به سه گروه:
ناقصان، متوسطان و کاملان تقسیم کرد.

اما دلیل وحشت از مرگ در انسان‏های ناقص این نکته ظریف است که انسان به حکم فطرت خود حب به بقا و میل به جاودانگی داشته و از فنا، زوال و نیستی متنفر می‏باشد، ازاین‏رو به عالمی که عالم حیات تلقی می‏شود، عشق ورزیده و از عالمی که به پندار خودعالم نیستی است، تنفر دارد.
بنابراین چنین افرادی به دلیل آن که ایمان به عالم آخرت نداشته و قلوبشان به حیات ازلی و بقای سرمدی اطمینان نیافته است، به این دنیا علاقمند و به حسب آن فطرت، از مرگ هراسان و گریزانند. خداوند متعال عقیده این گروه از انسان‏ها را چنین بیان می‏کند: «ان هی الاحیا تنا الدنیا نموت و نحیا و ما نحن بمبعوثین؛ جز این زندگانی دنیای ما چیزی نیست، می‏میریم و زندگی می‏کنیم و دیگر برانگیخته نخواهیم شد»، (مؤمنون، آیه 37).

عامل ترس از مرگ در انسان‏های متوسط چیز دیگری است، متوسطان که ایمانشان به عالم آخرت و حیات قیامت کامل نیست به دلیل غفلت از آخرت وعالم برتر و بالاتر و توجه به امور دنیوی و تلاش در آبادانی آنها از مرگ می‏ترسند.
امام صادق(ع) می‏فرمایند: «[روزی] مردی به سوی ابوذر آمده و پرسید: چرا ما از مرگ کراهت داریم؟ [ابوذر در پاسخ] فرمود: به دلیل آن که شما دنیا را تعمیر کردید و آخرت را خراب، پس کراهت [و ترس] دارید که از آبادانی به سوی خرابی انتقال یابید»، (بحارالانوار، ج 6، ص 137، روایت 42).
این متوسطان و غافلان به حدی از مرگ غافلند که به تعبیر حضرت علی(ع) «گویا مرگ را در دنیا به جز ما نوشته‏اند و گویا حق را در آن بر عهده جز ما هشته‏اند و گویی آنچه از مردگان می‏بینیم، مسافرانند که به زودی نزد ما باز می‏آیند و آنان را در گورهاشان جای می‏دهیم و میراثشان را می‏خوریم، پنداری ما پس از آنان جاودان به سر می‏بریم»، (نهج‏البلاغه، کلمات قصار 122، ص 382).

اما گروه سوم که انسان‏های کامل و مؤمنان مطمئن هستند از مرگ کراهت ندارندولی از آن وحشت و خوف دارند، اما ترس آنها یک ترس مثبت وارزشی است، چرا که خوف آنها از عظمت خداوند متعال بوده، نه مثل وحشت ما وابستگان به دنیای مادی و دل‏دادگان به تعلقات آن. حضرت حق در قلب اولیای الهی تجلی کرده و موجب هیبت مشوب به شوق می‏شود و در حقیقت هیبت و بزرگی خوف، از تجلی عظمت و ادراک آن است. دل عاشقان خداوند متعال در هنگام ملاقات با حضرت حق - که با مرگ سرفصلی از آن آغاز می‏شود - می‏تپد و وحشتناک و ترسناک می‏شود ولی این خوف غیر از ترس‏های معمولی است، (برای اطلاع تفصیلی از این موضوع نگا: امام خمینی، روح الله، چهل حدیث، مرکز نشر فرهنگی رجاء، چاپ اول، تابستان 1368، صص 307 - 303).
ترس انسان‏های آن سویی از طول سفر، توشه کم و بزرگی و عظمت مقصد است، (نهج‏البلاغه، کلمات قصار 77، ص 372). اینان مرگ را چون زندگی امتحان بزرگ الهی می‏دانند، [اشاره به آیه «همان که مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید»، (ملک، آیه 2)] و می‏ترسند که از این آزمون سربلند بیرون نیایند.

با توضیحات اجمالی و مختصر فوق مشخص شد که اولاً هر ترس و وحشت از مرگی بد و منفی و هر خوفی از آن هم خوب و مثبت نیست. اگر ترس از مرگ بر اثر غفلت و محدودیت نظر و اندیشه به دنیای مادی باشد وحشتی منفی و نابخردانه است اما اگر وحشت از مرگ براساس خوف از عظمت حق‏تعالی و ترس از چگونگی رویارویی با خدا باشد، ترسی مثبت و از سر شوق و عشق است. ثانیا با تفاوت انسان‏ها و نوع نگرش‏ها، عوامل ترس از مرگ متفاوت و گوناگون خواهد بود.

پرسش:
آیا عالم برزخ برای همه یکسانه یا آنهای که زودتر مرده‌اند بیشتر از آنهایی که دیرتر مرده‌اند در برزخ می‌مانند؟مثلا بعضی ها چند هزار سال پیش که فوت کردند؟

پاسخ:
باید توجه داشته باشیم که زمان به مفهومی که در این عالم تصور و تحقق دارد در عالم برزخ وجود ندارد، زیرا زمان مقدار حرکت است و حرکت از شئوون ماده می‌باشد، و حال آنکه عالم برزخ، عالم غیر مادی و مجرد از ماده و آثار آن است و موجودات آن در عین اینکه حقایق و موجودات مقداری هستند، حقایق ثابت و غیر متغیرند.
دگرگونی‌ها و حرکت و تبدلات در عالم برزخ در میان موجودات برزخی به شکل دیگری است، پس مکث نفسهای انسانی در عالم برزخ، مکث در فوق زمان می‌باشد و مکث در عالم غیر زمانی، به عبارتی مکث غیر زمانی است و مکث در فوق زمان یا غیر زمان را نمی‌توان با مقیاسهای زمانی سنجید.
بر گرفته از: معاد یا بازگشت به سوی خدا ، استاد محمد شجاعی، ج1

پرسش:
جهان برزخ کجاست؟در چه مکانی واقع شده؟ بعد تفاوت زمان و مکان عالم برزخ، با زمان و مکان دنیا چیه؟

پاسخ:
در مورد قسمت اول سوال شما که مربوط به مکان برزخ است باید عرض کنم عالم برزخ در ملکوت همین دنیاست یعنی حقیقت و باطن دنیاست زیرا این عالم دو روی دارد یک طرف برونی و دیگر طرف درونی همانطوری که بدن انسان نیز دو جنبه دارد یکی جنبه ظاهری که هیکل آدمی است و دیگری جنبه باطنی که همان بدن مثالی و روح حیوانی است.

از برخی آیات استفاده می شود که مکان بهشت و جهنم برزخی در روی همین زمین است مثلاً در آیه ای آمده است که: النّارْ یْعًرُضُونُ عُلَیًها غُدْواً وُ عُشِیاً عذاب ناراحت کننده آتش هر بامداد و شامگاه بر فرعونیان عرضه می شود (غافر آیه ۴۶.) انسان در عالم خواب صورت دارد، وزن و سنگینی ندارد و عالمی که در آن حرکت می کند از این سنخ است لذا از بالای بلندی سقوط می کند به زمین نمی خورد و یا گاهی مانند فرشته سبکبال در فضا پرواز می کند، اوج و حضیض دارد، به دورترین نقاط سفر می کند.
هر چیزی حتی ساختمانها و انسانها و حیوانها یک صورت ظاهری و مادی دارند و یک صورت باطنی و ملکوتی. مکه ای که انسان زیارت می کند صورت برزخی کعبه است که مادی نیست ولی صورتش عین مکه است.
در تفسیر آیه فوق امام صادق (ع) می فرماید: این در دنیا قبل از روز قیامت است زیرا آتش قیامت صبح و شام ندارد سپس فرمود: اگر آنها در قیامت تنها صبح و شام در آتش دوزخ عذاب شوند در میان این دو باید سعادتمند باشند چنین نیست این مربوط به برزخ است پیش از روز قیامت (مجمع البیان ج ۸ ص ۵۲۶.) و شب و روز و صبح و عصر آنها به تناسب صبح و شام دنیاست. در باره نعمت هم می فرماید: "و لَهُم رِزقُهم فیها بُکرَة و عَشیا"؛ روزی آنها بدون هیچ گونه رنجی شب و روز به آنها می رسد (سوره مریم آیه ۶۲.) از بامداد و شامگاه فهمیده می شود که برزخ در روی زمین است بنابراین زندگی برزخی به تناسب روح و جسم برزخی ظهور پیدا می کند مادامی که انسان در قالب جسم مادی است زندگی او در دنیاست به مجرد این که جسم را از دست داد زندگی برزخی او شروع می شود.

در مورد زمان و مکان هم عرض کنم آنچه در عالم برزخ است، مادّی و جسمانی نیست، ولی دارای آثار مادّی هست. برزخ، عالمی است که اعمال انسان در آن تمثّل می‏یابد. دیگر آن که زمان و مکان عالم برزخ، مادّی و جسمانی نیستند. البته، آثار زمان و مکان در آن جا هست. قرآن درباره آل فرعون می‏فرماید که آل فرعون را عذاب احاطه کرده است و صبح و شب بر آتش عرضه می‏شوند( سوره غافر، آیه 46.). امام صادق«علیه السلام» درباره آن آیه مبارکه می‏فرماید: «مراد از این عذاب صبح و شب که در آیه آمده، عذاب پیش از قیامت است؛ زیرا در آتش قیامت صبح و شبی نیست.»

پرسش:
آیا شباهتی بین این دنیا و برزخ هست؟اگر هست شباهت دنیا با عالم برزخ را به طور کامل برام بیان کنید؟

پاسخ:
عالم دنیا با عالم برزخ شباهتی ندارد زیرا حیات و زندگی در دنیا اجتماعی و مادّی و همراه با خورد و خوراک و جا و مکان و لباس و پوشاک و خواب و بیداری است ولی پس از مرگ حیات و زندگی فردی شروع می شود و احتیاجی به خورد و خوراک و لباس و پوشاک نیست.[تفسیر المیزان، ‌ج 2، ص 122.]
آیه می فرماید: "قالوا ربنا امّتنا اثنتین واحییتنا اثنتین ...؛[مؤمن (41) آیه‌ 11.] آنان می گویند: پروردگارا، ما را دوبار میراندی و دوبار زنده کردی. اکنون به گناهان خود معترفیم. آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟". بعضی از آین آیه استفاده کرده اند: مرگ برزخی همانند مرگ دنیوی داریم. دو نوع مرگ است: یکی مردن و رفتن به عالم برزخ، دوم مردن در عالم برزخ و وارد شدن به عالم قیامت.
برخی نیز از این آیه استفاده کرده اند: در عالم برزخ نیز نوعی حیات است که بعد از مدّت کوتاهی به مرگ می انجامد امّا مسلّماً حیات در عالم برزخ با حیات در دنیا تفاوت دارد امّا در اصل زندگی و حیات با هم مشابهت دارند.[آیت الله ناصر مکارم، پیام قرآن، ص 454.]

پرسش:
آیا در برزخ بعضی از گناهان بخشیده میشود؟

پاسخ:
اگر منظورتون از بخشش،توبه کردن در برزخ است باید عرض کنم هر انسانی در طول زندگی در طول زندگی خود در دنیا با کمک عقل خود و دستورهای پیامبران می‌تواند راه صحیح را انتخاب و از راه نادرست بپرهیزد. در این دنیا است که هر کسی می‌تواند، اعمال خود آینده را بسازد، اَمّا پس از مرگ راه بازگشتی وجود ندارد. توبه و بازگشت نیز مانند اعمال دیگر، زمان خاص خود را دارد. توبه تا قبل از فرا رسیدن مرگ قابل پذیرش است‌.(نسأ،18)
اَمّا پس از سپری شدن این زمان و مشاهده عذاب‌، بازگشت و اظهار ندامت سودی ندارد و آرزویی دست نیافتنی است‌; چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: "وَلَیْسَت‌ِ التَّوْبَة‌ُ لِلَّذِین‌َ یَعْمَلُون‌َ السَّیِّات‌ِ حَتَّی‌ََّ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُم‌ُ الْمَوْت‌ُ قَال‌َ إِنِّی تُبْت‌ُ الَْـَن‌َ وَلاَ الَّذِین‌َ یَمُوتُون‌َ وَهُم‌ْ کُفَّارٌ; (نسأ، 18) برای کسانی که کارهای بد را انجام می‌دهند و هنگامی‌که مرگ یکی از آن‌ها فرا می‌رسد می‌گوید: "الآن توبه کردم‌!" توبه نیست و نه برای کسانی که در حال کفر از دنیا می‌روند."

اما اگر نه،شما حق الناسی بر گردنتون بود ودر برزخ بودید که کسی در دنیاست و شما رو حلال کرد گناه حق الناس از بین می رود.وهمچنین شفاعت هم وجود دارد که اگر شامل شخص شود از گناهان پاک می شود.

www.porsemanequran.com

-------------------------------------------------------------------------------

بخشی ازخطبه 188 نهج البلاغه ،ترجمه محمددشتی

مردم!شمارابه یادآوری مرگ ،سفارش می کنم ازمرگ کمترغفلت کنیدچگونه مرگ رافراموش می کنیددرحالی که اوشمارافراموش نمی کند؟ وچگونه طمع می ورزیددرحالی که به شمامهلت نمی دهد؟

مرگ گذشتگان برای عبرت شماکافی است آنهارابه گورشان حمل کردندبی آنکه برمرکبی سوارباشندآنان رادرقبرفرودآوردندبی آنکه خودفرودآیند چنان ازیادرفتندگویاازآبادکنندگان دنیانبودندوآخرت همواره خانه شان بود!آنچه راوطن خودمی دانستندازآن رمیدندودرآنجاکه ازآن می رمیدند،آرام  گرفتندوازچیزهایی که باآنهامشغول بودندجداشدندوآنجاراکه سرانجامشان بودضایع کردند اکنون نه قدرت دارندازاعمال زشت خوددوری کنندونه می توانندعمل نیکی برنیکی های خودبیافزایند به دنیایی انس گرفتندکه مغرورشان کردچون به آن اطمینان داشتند سرانجام مغلوبشان کرد

-----------------------------------------------------------

حکمت 74 نهج البلاغه

انسان بانفسی که می کشد،قدمی به سوی مرگ می رود

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

حکمت 380 نهج البلاغه

جه بسیارکسانی که درآغازروزبودندوبه شامگاه نرسیدند،وچه بسیارکسانی که درآغازشب براوحسدمی بردندودرپایان شب عزاداران به سوگشان نشستند

-----------------------------

مهدویت،mahdaviat

-------------------------------------------------------------------------------------------

آفرینش هستی برمبنای حکمت مطلق الهی صورت گرفته لذاهیچ نقصان وانحرافی درآن وجودندارد بعثت پیامبران لازمه حکمت خداوندی بودخداوندیکتاازهمان ابتدای خلقت انسان هدایت اوراآغازکردوبرهمین مبنای تردیدناپذیریعنی حکمت مطلق این هدایت تاروزرستاخیزادامه خواهدداشت ولحظه ای درآن وقفه نخواهدبودپس ازگذشت قرنها تلاش پیامبران برگزیده خداوند،باوفات حضرت محمد(ص) وپایان نبوت ، رسالت هدایت بشر بردوش دوازده امام برحق گذاشته شددوران نبوت تمام ودوران امامت شروع شدکسانی که پایان نبوت راپایان هدایت آسمانی می دانندحکمت الهی رازیرسوال می برندچگونه ممکن است حاصل تلاش هزاران پیامبرطی قرنها همین گونه رهاشودکسانی که درامرامامت شک کننددرحکمت پروردگار شک کرده اندامامت تداوم نبوت است برای دستیابی به وعده هایی که پیامبران برای تحققش تلاش کردندوخداوندهم درقران کریم بدان اشاره فرموده است تقدیرجهان باتمام مخاطراتی که باآن مواجه خواهدبودتقدیری است که خداوندمشخص کرده است وآن ظهورحق ونابودی باطل وبرقراری حکومت جهانی توحیداست


------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بخشی ازخطبه 150 نهج البلاغه

امیرمؤمنان می فرماید: به راههای چپ وراست رفتندوراه ضلالت وگمراهی پیمودندوراه روشن هدایت راگذاشتندپس درباره آنچه که بایدباشدشتاب نکنیدوآنچه راکه درآینده بایدبیایددیرمشماریدچه بساکسی برای رسیدن به چیزی شتاب می کنداماوقتی به آن رسیددوست داردکه ای کاش آن رانمی دیدوچه نزدیک است امروزمابه فردایی که سپیده آن آشکارشدای مردم اینک مادرآستانه تحقق وعده های داده شده ونزدیکی طلوع آن چیزهایی که برشماپوشیده وابهام آمیزاست قرارداریم

بدانیدآن کسی ازما[حضرت مهدی] که فتنه های آینده رادریابد،باچراغی روشنگردرآن گام می نهدوبرهمان سیره وروش پیامبروامامان رفتارمی کندتاگره هارابگشاید،بردگان وملت های اسیرراآزادسازد،جمعیت های گمراه وستمگرراپراکنده وحق جویان پراکنده راجمع آوری می کند. سالهای طولانی درپنهانی ازمردم به سرمی بردآنچنان که اثرشناسان، اثرقدمش رانمی شناسندگرچه دریافتن اثرونشانه هاتلاش فراوان کنندسپس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه هاآماده می گردندوچونان شمشیرها صیقل می خورند،دیده هاشان باقران روشنایی گیردودرگوش هاشان تفسیرقران طنین افکندوردصبحگاهان وشامگاهان جامهای حکمت سرمی کشند

                                                                                                            ترجمه محمد دشتی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ازفرمایشات حضرت علی علیه السلام

(دروصف حضرت ولی عصر) او زره دانش برتن داردوباتمامی آداب ،وباتوجه ومعرفت کامل آن رافراگرفته است .حکمت گمشده اوست که همواره درجستجوی آن می باشدونیازاوست که دربدست آوردنش می پرسد ،درآن هنگام که اسلام غروب می کندوچونان شتری درراه مانده دُم خودرابه حرکت درآورده ،گردن به زمین می چسباند.اوپنهان خواهدشد.اوباقیمانده حجت های الهی وآخرین جانشین از جانشینان پیامبران است

                                                                   بخشی ازخطبه 182 نهج البلاغه ترجمه محمددشتی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پیلمبراعظم صلوات الله علیه وآله می فرماید

زمین ازظلم وتجاوز پرخواهدشدآنگاه مردی ازاهل بیتم ظهورمی کندوزمین راازقسط وعدل پرمی نماید همچنانکه ازظلم وتجاوزپرشده بود

                                                                                                                     نهج الفصاحه

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

ادامه دارد.............

بدعت ها (قمه زدن)

پیامبراکرم (ص)می فرماید

من وَقَّرصاحبَ بِدعَهٍ فَقَدأعانَ عَلی هَدمِ الاسلام

هرکه بدعت کننده ای راعزیزبداردبرنابودی اسلام کمک کرده است   نهج الفصاحه


Aberration

--------------------------------------------------

بدعت هاوخرافات ازجمله آفت هایی هستندکه ادیان توحیدی (به سبب جهل یاعناد برخی افراد)همواره باآنهاروبروبوده اندبدعت وخرافه باایجادتغییردرمحتوای دین،ازدین چهره ای واژگونه می سازدبه طوری که گاه به نام دین علیه دین عمل می شودوگاه نیزبه جای هدایت انسان به سمت اهداف متعالی وی رابه گمراهی می کشاند

ازجمله این بدعت هاقمه زدن درمحرم است که بارهامستمسک دشمنان اسلام واهل بیت قرارگرفته وآنهاسعی می کنندتابابهانه قراردادن این بدعت هاچهره تشیع وبلکه اسلام راتخریب کنند.

مادرابتداازکسانی که این عمل حرام رابه نام محبت به امام حسین علیه السلام مرتکب می شوندمی پرسیم که آیامی دانندامام حسین کیست ثانیامی پرسیم آن حضرت برای چه قیام کردوبرای چه شهیدشد؟


آیا جزاین است که امام حسین حجت خداست وپیشوای مردم است برای آنکه مردم درشناخت وعمل به دستورات دین اسلام ازاو پیروی کنندآیا خدا،شرع خداویاحجت خداازشماچنین چیزی خواسته اند؟ عزاداری برای معصومین صرفاًسوگواری کردن نیست این عزاداری هابهانه ای است برای شناخت پیداکردن ، برای آنکه تکرارکنیم که مابایددرچه مسیری قدم برداریم این عزاداری هاتلنگوری است تاراه درست راگم نکنیم.

کدامیک ازائمه بعدازامام حسین اینگونه عزاداری کرده اندامام سجاد که خودشاهدآن ماجرابوده کی چنین عزاداری کرده است چرابرخی ازائمه معصومین پیشی گرفته اندشیعه یعنی پیرو یعنی دنباله رو یعنی دنبال امام رفتن نه ازاو سبقت گرفتن ازامام سبقت بگیرید راه راگم خواهیدکرد

اگرقصداهدای خون است به مراکزانتقال خون برویدوخونتان رااهداکنیدتا به بیماران نیازمند کمکی کرده باشیدآیااین بهترازآن نیست که بی دلیل به بدنتان لطمه بزنیدوخونتان راهدردهیدوسرتاپایتان رانجس کنیدوآبروی تشیع رابه بازی بگیریدوبعدهم ادعاکنیداین محبت است این چگونه محبتی است؟  مهمترین چیزی که امام حسین ازمامی خواهدعمل به واجبات وترک محرمات است. ازامام اطاعت کنیدوبدعت های خودساخته وخرافات راترک کنید.آبروی اهل بیت راحفظ کنید.نه به شرع خدا چیزی بیافزاییدونه ازآن کم کنید.بدعت هایی چون قمه زدن خلاف شرع خداست وآنچه خلاف شرع است سبب ناخرسندی امام حسین خواهدبود حجت خداهرگزازشمانمی خواهدخلاف شرع خداعمل کنیدو حیثیت دین خدا واولیای خدارابه بازی بگیرید

امام صادق علیه السّلام می فرمایند : ای شیعیان! شما به ما منسوب هستید پس مایه زینت ما باشید نه مایه آبروریزی ما

                                                                                                     

  روشنگران  roshangaran

1.سخنرانی تأمل برانگیز استادرائفی پور





2.کلیپی درموردتصویری که "گوگل" ازتشیع به جهان  نشان می دهد





3.پاسخ مابه تصویری که "گوگل" ازشیعیان نشان می دهد:

ترجمه متن انگلیسی استفادده شده درکلیپ:
--------------------------------------
بخش ابتدایی:
وقتی کلمه "شیعه" رادرگوگل جستجوکنیدتصاویربسیاری شبیه به این تصاویرمشاهده خواهیدکرد.
حقیقت چیست؟
انتشارگسترده اینگونه تصاویرکاملاًمغرضانه است.کسانی که این رفتارغلط رامرتکب می شوندانسانهای نادان وگمراهی هستند.این عده کمتراز1% شیعیان راتشکیل می دهند.رهبران روحانی شیعیان این عمل راحرام اعلام کرده اندوانجام آن ممنوع است.
امّامتأسفانه عده بسیارکمی بازهم این رفتارنادرست راتکرارمی کنند.
بعضی موتورهای جستجومثل" گوگل" وبعضی سامانه هامثل" یاهو"رفتاراین عده اندک راعمداًبه طورگسترده منتشرمی کنندوآن رابه همه شیعیان نسبت می دهند.
شیعیان مسلمان هستند.آنهایکتاپرستند.کتاب مقدسشان ،قران وپیامبرشان حضرت محمد(ص)است.شیعیان معتقدندکه خداوندیکتاپس ازحضرت محمد(ص)،12نفررابه ترتیب برای رهبری مسلمانان انتخاب کرده است.به هرکدام ازاین 12 نفر"امام" گفته می شود.11تن ازاین امامان ،مظلومانه به شهادت رسیدند.
شیعیان برای فوت پیامبروشهادت امامانشان سوگواری می کنند (بویژه امام سوّم:امام حسین(ع))
دراین سوگواری هااشعاری خوانده می شودکه به آن "نوحه"می گویند.هنگام خواندن نوحه،مردم دستهای خودرابرسریاسینه می کوبندوگریه می کنند.
به فیلمهایی که درادامه می آیدنگاه کنید:
-------------------------------------
بخش انتهایی:
همانطورکه می بینیددرعزاداری شیعیان ازخنجروخونریزی وخودزنی خبری نیست.
عجیب است که جستجوگر"گوگل" میلیون هانفرازعزاداران راکه درست عزاداری می کنندنمی بیندامّارفتارغلط عده بسیارکمی رابسیاربزرگنمایی می کند.
اگرمی خواهیدمذهب تشیع رادرست بشناسیدازمنابع معتبروموثق استفاده کنید.
روشنگران  Roshangaran





تهاجم فرهنگی (توهم عرب زدگی)

Cultural invasion

-----------------------------------------------------------


آنچه ازتهاجم فرهنگی گفته می شودقصه نیست.جنگ ویرانگری است که آثارشومش راگاه گاه درزوایای مختلف زندگی فردی واجتماعی مشاهده می کنیم.نمونه هایی رابه مروروبه اختصاربیان می کنیم

هم غربزدگی هم عربزدگی هم عجم زدگی بیگانه زدگی ودریک کلام جهل زدگی همه غلط است.خوب است پیش ازقضاوت کمی بیاندیشیم که آیاقضاوتمان برمبنای اطلاعات وآموزه های درست است یاغلط .مراقب باشیم به نام وطن پرستی ارزشهای متعالی رافرومایه نشماریم.

برخی ازتوهم عربزدگی فرارمی کنندامابااشتیاق غربزدگی رامطالبه می نمایند.آیاتاکنون شنیده ایدمثلاًکسی درانگلستان ازاینکه نامش مایکل است ناراحت باشدوآن رانامی غیرانگلیسی بخوانددرحالیکه می داندومی دانیم که مایکل همان میکاییل یامیکال است که نام فرشته مقرب الهی است ودرقران کریم وبه زبان عربی به این شکل تلفظ می شودویادرآلمان میشاییل ودروسیه میخاییل تلفظ می شودوالبته تلفظش تاثیری درمعنایش نداردوکسانی که بدین نام مقدس خطاب می شوندبه نامشان افتخارمی کنندبه چند نام دیگردقت کنید که وضعیت مشابهی دارند

-------------------------------------------------------------------------------------------

ابراهیم=آبراهام=Abraham     

اسحاق=ایساک=Isaac

یوسف=جوزف یا ژوزف=Josef

جبراییل=گابریل=Gabriel

سلیمان=سالومون=Salomon

یحیی=جان=یوهان=John 

 مریم =Maryam  

 میکاییل=مایکل=Michae

داوود = David

دانیال = Daniel

 یعقوب=یاکوب=Yacob

و.......

---------------------------------------------------------------------------

این نامها نه عربی اند نه عبری نه انگلیسی نه پارسی ونه ....اینها نامهای مقدسی هستندکه درزبانهای مختلف تلفظشان متفاوت است

سخن ما به هیچ عنوان بدین معنی نیست که نامهای فارسی مناسب نیستند بلکه ایرادکاراینجاست که چرابرخی ازداشتن نامهای مقدس ونامیدن فرزندانشان حس شرمندگی وتوهم عقب ماندگی دارندوادعامی کننداین عرب زدگی است

داشتن نامهایی چون محمد،علی،فاطمه ،حسن ،حسین،رضا،هادی،مهدی،جوادو.......،عربزدگی نیست.اینهانامهای مقدس کسانی است که نزدپروردگاربسیارعزیزند.البته بواسطه آنکه حروف الفبای فارسی وعربی شباهت بسیاری به هم دارند( به جز گ چ پ ژ ) لذا تلفظشان درفارسی هم همانندعربی است.برخی از این نامها در انجیل با تلفظی متفاوت آمده اند.

افتخاربسیاربزرگی است که به مااجازه داده شده خودوفرزندانمان رابه نام عزیزترین مخلوقات خدابنامیم .باشدکه شأن وحرمت آن نامهای مقدس راحفظ نماییم و مانند اشخاص مغرض و نژاد پرست با این موضوع برخورد نکنیم.

                                                                                                  روشنگران  roshangaran

 

ادامه دارد...


اعلامیه حقوق بشر ( human rights

Human Rights

-------------------------------------------------------------------------

اعلامیه جهانی حقوق بشر

مقدمه

از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی , عدالت و صلح را در جهان تشکیل می دهد.
 
از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق نشر منتهی به اعمال وحشیانه ای گردیده استبشریت را که روح به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که درآن افراد بشر در بیان عقیده ,آزاد و از ترس و فقر ,فارغ باشند به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است.

از آنجا که اساسا" حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا بشربه عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم وفشار مجبورنگردد.
 
ازآنجا که اساسا" لازم است توسعه روابط دوستانه بین ملل را مورد تشویق قرار داد.

از آنجا که مردم ملل متحد, ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و مقام و ارزش فرد انسانی حقوق مرد و زن و تساوی مجددا" در منشور, اعلام کرده اند و تصمیم راسخ گرفته اند که به پیشرفت اجتمایی کمک کنند و در محیطی آزاد تر وضع زندگی بهتری بوجود آورند.

از آنجا که دول عضو متعهد شده اند که احترام جهانی و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی را با همکاری سازمان ملل تامین کنند.

از آنجا که حسن تفاهم مشترکی نسبت به این حقوق و آزادیها برای اجرای کامل این تعهد, کمال اهمیت را دارد,مجمع عمومی این اعلامیه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترکی برای تمام مردم و کلیه ملل, اعلام میکند و افراد همه ارکان اجتماع, این اعلامیه را دایما" ,در مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که به وسیله تعلیم و تربیت, احترام این حقوق و آزادیها توسعه یابد و با تدابیر تدریجی ملی و بین المللی, شناسایی و اجرای واقعی و حیاتی آنها چه در میان خود و چه در بین مردم کشورهایی که در قلمرو آنها می باشد, تامین گردد.
 
ماده 1- همه افراد بشر آزاد و با حیثیت و حقوق یکسان زاییده می شوند و دارای موهبت خرد و

وجدان میباشند و با یکدیگر با روحیه برادری رفتار کنند.

ماده 2- هرکس می تواند از کلیه آزادیها که در اعلامیه حاضر به آن تصریح شده,بی هیچگونه برتری, منجمله برتری از نظر نژاد و رنگ و جنس و زبان و دین یا هر عقیده دیگر, و از نظر زاد و بوم یا موقعیت اجتماعی, و از نظر توانگری یا نسب یا هر وضع دیگر بهره مند گردد. نیز هیچ امتیازی بر اساس نظام سیاسی یا قانونی یا بین المللی مربوط به کشور یا سرزمینی که شخص از تبعه آن محسوب است وجود نخواهد داشت,خواه سرزمین مزبورمستقل باشد یا زیر سرپرستی, خواه فاقد خود مختاری باشد یا سرزمینی که حاکمیت آن به شرطی از شروط محدود شده باشند.

ماده 3- هر کس حق دارد از زندگی و آزادی و امنیت شخص خویش برخوردار باشد.

ماده 4- هیچ کس را نمی توان به بنده گی یا برده گی گرفت.بنده گی و سوداگری بنده در هر شکل که باشد ممنوع است.

ماده 5- هیچ کس را نمی توان شکنجه کرد یا مورد عقوبت یا روش وحشیانه و غیر انسانی یا اهانت آمیز قرار داد.

ماده 6- هر کس دارای این حق است که شخصیت حقوقی او در همه جا مراعات گردد.

ماده 7- همه افراد در پیشگاه قانون یکسانند و حق دارند که بی هیچ تفاوت از پشتیبانی قانون بطور برابر استفاده کنند.

هر کس حق دارد در مقابل هرگونه تبعیض که ناقض این اعلامیه باشد ودر مقابل هرگونه عملی که چنین تبعیضی را تشویق کند, از حمایت یکسان قانون برخوردار گردد.

ماده 8- هرکس می تواند از تعدی به حقوق اصلی که به موجب قانون اساسی یا قانونهای دیگر برای او شناخته شده است به دادگاههای صلاحیت دار ملی متوسل گردد تا حقش استیفا شود.

ماده 9- هیچ کس را نمی توان خودسرانه بازداشت کرد یا زندانی ساخت یا تبعید نمود.

ماده 10- هرکس حق دارد با استفاده کامل از تساوی حقوق با دیگران, دعوای او در یک دادگاه مستقل و بی طرف عادلانه و علنی رسیدگی شود و آن دادگاه در باره حقوق و تعهدات او,یا صحت هرگونه اتهام کیفری که به او متوجه باشد حکم دهد.

ماده 11- الف) هرکس متهم به ارتکاب جرمی باشد, تا وقتی تقصیر او طی محا کمه علنی که در آن هر گونخ تضمین ضروری برای دفاع تامین شده باشد قانونا" به ثبوت نرسد, بیگناه محسوب می شود.

 ب) همچنین هیچکس به علت ارتکاب عملی یا خودداری از عملی محکوم نخواهد شد مگر وقتی که آن کار بموجب قوانین ملی یا بین المللی در هنگام ارتکاب, جرم محسوب باشد.نیز هیچکس به مجازاتی بیش از مجازات مقرر در هنگام ارتکاب جرم محکوم نخواهد شد.

ماده 12- زندگانی خصوصی یا امور خانوادگی یا محل سکونت, یا مراسلات کسی نباید در معرض دخالت خود سرانه واقع شود.نیز به حیثیت و حسن شهرت هیچکس نمی توان حمله کرد.

هرکس حق دارد در این گونه دخالت ها یا این گونه تجاوزها, از پشتیبانی قانون برخوردار باشد.

ماده 13- الف) هرکس حق دارد در داخل هر کشور آزادانه نقل مکان کند و هر کجا بخواهد اقامت گزیند.
ب) هرکس می تواند هر کشوری را که بخواهد, منجمله کشور خود را,ترک کند و می تواند به کشور خود باز گردد.

ماده 14- الف) هرکس حق دارد برای گریز از هر گونه شکنجه و فشار به جایی پناهنده شود. نیز می تواند در سایر کشورها از پناهندگی استفاده کند.
ب) در جرایم غیر سیاسی یا اموری که مخالف با اصول و هدفهای ملل متحد باشد نمی توان از حق پناهندگی استفاده کرد.

ماده 15- الف) هرکس می تواند هر ملیتی را بخواهد بپذیرد.
ب) هیچ کس را نمی توان خود سرانه از ملیت او محروم ساخت یا حق تغییر ملیت از اورا سلب نمود.

 ماده 16- الف) زن و مرد وقتی به سن ازدواج برسند می توانند بدون هیچ قید نژادی و ملی و دینی ازدواج کنند, و خا نوا ده بنیاد گذارند. آنان به هنگام زناشویی و در اثنا و هنگام انحلال آن دارای حقوق متساوی می باشند.
ب) عقد ازدواج جز با رضای آزادانه همسران آینده,قانونی نیست.
ج) خانواده عنصر طبیعی و اساسی اجتماع است و باید از پشتیبانی جامعه برخوردار باشد.

ماده 17- الف) هرکس به تنهایی یا با شراکت دیگری دارای حق مالکیت است.
ب) مالکیت هیچ کس را نمی توان بر خلاف قانون از وی سلب کرد.

ماده 18- هرکس دارای حق آزادی فکر و ضمیر و دین است. لازمه این حق آن است که هر کس خواه به تنهایی یا با دیگران علنی یا خصوصی از راه تعلیم و پیگیری و ممارست, یا از طریق شعاییر و انجام مراسم دینی,بتواند آزادانه,دین و یقینات خود را ابراز کند.

ماده 19- هر کس آزاد است هر عقیده ای را بپذیرد و آن را به زبان بیاورد و این حق شامل پذیرفتن هرگونه رای بدون مداخله اشخاص می باشد و می تواند به هر وسیله که بخواهد بدون هیچ قید و محدودیت به حدود جغرافیایی, اخبار و افکار را تحقیق نماید و دریافت کند و انتشار دهد.

ماده 20- الف)هر کس حق دارد آزادانه در احزاب و جماعت های مسالمت آمیز شرکت جوید.
ب) هیچ کس را نمی توان وادار ساخت به حزبی بپیوندد.

ماده 21- الف) هرکس حق دارد مستقیما" یا به وسیله نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند در اداره امور عمومی کشور خود شرکت جوید.
ب) اراده ملت اساس قدرت اختیارات ملی است,این اراده به وسیله انتخابات شرافتمندانه صورت می گیرد که دوره به دوره از طریق انتخابات عمومی یکسان, با رای مخفی یا بنا به روشی مشابه با آن که آزادی رای را تامین , انجام می یابد.

ماده 22- هر کس از حیث اینکه عضو جامعه محسوب است حق دارد از تامین اجتماعی برخوردار گردد, و می تواند به کمک کوشش ملی و یاری بین المللی با توجه به سازمان و امکانات هر کشور از حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی که با حیثیت و تکامل آزاد شخصیت انسانی ملازمه داشته باشد بهره ور گردد.

ماده 23- الف) هر کس حق کار و حق برگزیدن آزادانه کار با شرایط عادلانه و ارضا, کننده دارد, نیز حق دارد که در مقابل بیکاری حمایت شود.
ب) هر کس در مقابل کار مساوی, بدون هیچ گونه رعایت امتیاز, حق دستمزد مساوی دارد.
ج) هر کس در مقابل کار, حق دارد دستمزدی منصفانه و ارضا کننده دریافت کند که برای او و خانواده اش وجه معیشتی فراهم آورد که شایسته حیثیت کمال یافته انسانی باشد و در صورت مقتضی حق دارد از کلیه وسایل حمایت اجتماعی استفاده نماید.
د) هر کس حق دارد برای پشتیبانی از منافع خود, با دیگران تشکیل سندیکا بدهد و عضو سندیکایی شود.

ماده 24- هر کس حق استراحت و استفاده از ایام فراغت دارد, منجمله حق دارد ساعات کارش بطور معقول محدود باشد و از مرخصی نوبتی با دریافت حقوق استفاده کند.

ماده 25- الف) هرکس حق دارد از سطح یک زندگانی برخوردار باشد که سلامت و رفاه او و خانواده اش, منجمله خوراک و لباس و مسکن و رسیدگی های پزشکی آنان را تامین کند. همچنین حق دارد از خدمات ضروری اجتماعی در هنگام بیکاری و بیماری و درمانده گی و بیوه گی و پیری یا در سایر مواردی که بنا به اوضاع و احوالی بیرون از اراده او, وسایل معاش وی مختل گردد استفاده کند.
ب) مادر بودن و فرزند بودن, استفاده از کمک و مساعدت مخصوص را ایجاب می کند.هر کودک خواه حاصل زناشویی قانونی باشد یا غیر قانونی, از حمایت اجتماعی برابر برخوردار می گردد.

ماده 26- الف) هر کس حق دارد از تعلیم و تربیت استفاده کند. تعلیم و تربیت باید دست کم در مورد آموزش ابتدایی و اساسی رایگان باشد. تعلیمات فنی و حرفه ای باید برای همه ممکن باشد. دسترسی به تعلیمات عالیه باید برای همه و بنا به شایستگی هر کس امکان پذیر باشد.
ب)هدف تعلیم و تربیت باید شکوفایی کامل شخصیت بشری و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. تعلیم و تربیت باید حسن تفاهم و گذشت ودوستی بین همه ملتها و همه گروهها از هر نژاد یا هر دین, همچنین گسترش فعالیتهای ملل متحد را برای حفظ صلح تسهیل کند.
ج) پدر و مادر برای تعیین نوع تعلیم و تربیت فرزند خود حق اولویت دارند.

ماده 27- الف) هر کس حق دارد آزادانه در زندگانی فرهنگی اجتماع شرکت جوید و از اقسام هنرها استفاده کند و در پیشرفت علمی و برکات حاصل از آن سهیم باشد.
ب) هر کس حق دارد از منافع اخلاقی و مادی ناشی از هرگونه دستاورد علمی و ادبی یا هنری که بوجود آورده باشد حمایت شود.

ماده 28) هرکس حق دارد بکوشد تا در سطح اجتماعی و جهانی چنان سامان و نضمی حکمفرما شود که حقوق و آزادیهایی که در این اعلامیه اعلام شده است در آن سطح به نتیجه کامل برسد.

ماده 29- الف) هرکس نسبت به اجتماعی که فقط در آن اجتماع رشد آزاد و کامل شخصیت او امکان پذیر است تکالیفی بر عهدهدارد.
ب)هرکس در اجرای حقوق و در مقام برخورداری از آزادیهای خویش, تنها از محدودیت هایی پیروی می کند که قانون منحصرا" به منظور تامین شناسایی و حرمت به حقوق و آزادیهای دیگران, بالجمله برای تحقق بخشیدن به مقتضیات عادله اخلاق و نظام اجتماعی و مصلحت عمومی, در یک جامعه دموکرات وضع کرده باشد.
ج) در هیچ حال نمی توان حقوق و آزادیهای مزبور را به نحوی بکار برد که با هدفها و اصول ملل متحد منافی باشد.

ماده 30- هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر را نمیتوان بنحوی تفسیر کرد که برای دولتی یا گروهی یا فردی متضمن حقی شود که بنا بر آن, بتواند به فعالیتی دست زند یا کاری انجام دهد که هدف آن از بین بردن حقی از حقوق و آزادیهای مذکور در این اعلامیه باشد.

www.humanrights-iran.ir

برای مطالعه اعلامیه حقوق بشر اسلامی به ادامه مطلب مراجعه کنید

----------------------------------------------------------

  ادامه مطلب ...